شهروندگردشگران امکانات تفریحی کودکانه میخواهند
جای پارکهای خانوادگی در اصفهان خالی است
فاطمه احمدی بنی/کارشناس سازمانها و مناطق
شهروندان مهمترین جامعه هدف گردشگری یک شهر هستند. یک شهر اول باید برای شهروند-گردشگرهایش برنامه مدون و دقیق و «همه جانبه» داشته باشد تا حال شهر خوب شود. اما گاهی سر که میگردانیم میبینیم این گونه نیست و نقصها زیادند. مثلا «خانوادگی» بودن را گاهی یادمان میرود. عنوانش را داریم، اما در عمل بچه را از بزرگترها و زنها را از مردها سوا دیدهایم و برای برخیهایشان فکر چارهای داشتهایم، اما برای بقیه نقش «تماشاچی» تعریف کردهایم. این ماجرا در طراحی فضاها و فعالیتهای عمومی بیشتر توی ذوق میزند. مثلا پارکها را طوری تعریف کردهایم که پدر و مادر یا بزرگسال همراه کودک فقط باید بایستند و نگاه کنند یا کودک را بگذارند و بروند. در حالی که میشود فکر دیگری کرد که همه اعضای خانواده «باهم» و «در کنار هم» باشند و لذت ببرند.
گاهی وقتها دلتنگ كودكیام میشوم، میخواهم از دنیای بزرگسالی فرارکنم و به دنیای کودکیام بازگردم. دلم از سن و سالم میگیرد. میخواهم شناسنامه و سال تولدم را فراموش كنم. زمانهایی احساس میکنم که تشنه هستم، تشنه کودکی. تشنه کودکی خودم. تشنه اینکه آن کودک پرنشاط را بگیرم و همراهش تاببازی کنم. اما نمی شود! شاید نتوانیم به دوران كودكیمان برگردیم، ولی میشود رفتارهای كودكیمان را تكرار كنیم. سوار تاب شویم، این بار با فرزندمان ترانه تابتاب عباسی را سردهیم، با همسرمان الاكنگ كنیم. سرسرهبازی كنیم، البته كه لذت بخشتر است زمانی كه فرزندت را در آغوش میگیری و همراه او سر میخوری. اما افسوس! چنین اقداماتی در شهر برای ما وجود ندارد. وسایل بازی كه در پارکها است فقط برای كودكان است حتی بچههای ده، دوازده ساله هم دیگر نمیتواند تاببازی كنند. تابهای پارکها سالهاست مخصوص كودكان است كه شاید زیر هشت سال باشند. وجود تاب برای كودكان بزرگتر یا كودكانی كه جثه بزرگی دارند وجود ندارد. حیف كه كارشناسان ما این خلأها را نمیبینند. افسوس كه به این فكر نمیكنند كه در این وضعیت اقتصادی شاید پدری توان مالی اینكه فرزند یازده سالهاش را به شهربازی ببرد ندارد. آیا او محكوم است كه كودكی خود را فراموش كند؟ آیا تاب و سرسرههایی كه بتواند نوجوانان و حتی جوانان از آن استفاده كنند نباید در پارکهای عمومی موجود باشد؟چرا باید كودک معلولی تمام عمر خود را در ویلچرش بنشیند و تاببازی همسالان خود را تماشا كند؟
آیا وظیفه كارشناسان نیست تا با استقرار اسباببازیهای مخصوص او در پارکها، به او كمک كنند تا كودكیاش را با حسرت تمام نكند؟ به نظر من وجود اسباب بازیهای مخصوص بزرگترها و تركیبی برای كودكان و بزرگسالان باید از الزامات یک پارک عمومی در كلان شهری چون اصفهان باشد. وجود تابهای مخصوص كه خود را روی آن رها كنی و خستگی و غصههایت را به دست باد بسپاری. سرسرههایی كه یادآوری كند بعد از هر سختی آسایشی هست. وقتی سوار الاكلنگ میشوی میدانی كه زندگی پر از بالا پایین شدنهاست و با وجود این بالا و پایین شدنها میتوان لذت برد از زندگی و خندید به تمام مشكلات، فضاهای عمومی شهری باید برای تمام سنین باشد نه برای سن و قشری خاص، نباید برای بزرگترها فقط نیمكت پارک را در نظر بگیریم تا بنشینند و به غصههایشان فكر كنند
برچسب:
نویسنده: باران عباسی